تحولات منطقه

وقتی اضطراب به محتوای سرگرم‌کننده، افسردگی به چند توصیه انگیزشی و روان‌درمانی به بازاری برای فروش دوره‌های چندجلسه‌ای تبدیل می‌شود، مرز میان آگاهی‌بخشی و مداخله غیرتخصصی خطرناک‌تر از همیشه است.

روان‌شناسی زرد زیر پوست جامعه /  درمانگران بی‌صلاحیت با سلامت روان مردم چه می‌کنند؟
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

درفضایی که کاربران شبکه‌های اجتماعی برای حل پیچیده ‌ترین مسائل روانی خود به نسخه‌های فوری و وعده‌های معجزه‌آسا پناه می‌برند، یک پرسش جدی مطرح است: چه کسی مسئول حفاظت از سلامت روان مردمی است که گاهی نمی‌توانند متخصص واقعی را از مدعی درمان تشخیص دهند؟

روان‌شناسی زرد صرفاً مجموعه‌ای از توصیه‌های سطحی یا محتوای عامه ‌پسند نیست؛مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که افراد فاقد صلاحیت حرفه‌ ای،با تکیه برشهرت مجازی، زبان علمی‌نما و وعده تغییر سریع زندگی، وارد قلمرو تشخیص و درمان اختلالات روانی می‌شوند؛ درچنین شرایطی، مخاطب ممکن است نه‌ تنها کمکی دریافت نکند، بلکه با تأخیر در مراجعه به متخصص، تشدید مشکلات یا صرف هزینه‌ های سنگین برای خدمات بی‌اعتبار روبه ‌رو شود.

اظهارنظر محمد رضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درباره این موضوع، مرز مهمی را روشن می‌کند؛آگاهی‌بخشی علمی حتی از سوی افرادی که روان‌ شناس یا روان‌ پزشک نیستند، می‌تواند ارزشمند باشد؛ اما ورود افراد فاقد تخصص به حوزه اقدام درمانی، تخلف است. همین تمایز، نقطه شروع بررسی پدیده‌ای است که در آن گاهی محتوای آموزشی، تبلیغات تجاری و ادعای درمان چنان درهم می‌آمیزند که تشخیص مرزهای قانونی و علمی برای مخاطب دشوار می‌شود.

مرزی که نباید مخدوش شود

برای تحلیل پدیده روان‌ شناسی زرد، نخست باید میان سه فعالیت متفاوت تمایز قائل شد؛آموزش عمومی درباره سلامت روان، مشاوره تخصصی و روان ‌درمانی، تولید محتوایی درباره مدیریت استرس، اهمیت خواب، مهارت گفت‌ وگو یا شناخت احساسات، لزوماً به مدرک روان‌شناسی نیاز ندارد؛ به شرط آنکه اطلاعات معتبر باشد، حدود دانش تولیدکننده روشن بماند و محتوا جای درمان تخصصی را نگیرد.

اما ماجرا از جایی تغییر می‌کند که فردی بدون صلاحیت حرفه‌ ای، خود را درمانگر معرفی می‌کند، برای مخاطب تشخیص می‌گذارد، درباره اختلالات روانی نسخه می‌پیچد یا با دریافت پول، مدعی درمان افسردگی، اضطراب، وسواس و مشکلات پیچیده خانوادگی می‌شود؛ در این نقطه، دیگر صرفاً با محتوایی عامه‌ پسند روبه‌ رو نیستیم؛ موضوع به صلاحیت حرفه‌ ای، حقوق مراجعان و مسئولیت قانونی گره می‌خورد.

محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، در توضیح این مرزبندی تأکید کرده است: «اینکه افراد مختلف اطلاع‌ رسانی علمی کنند حتی اگر روانشناس یا روانپزشک نباشند، ارزشمند است و ایرادی ندارد، اما اگر افرادی تخصص مربوطه را ندارند و اقدام درمانی انجام بدهند؛ کاملاً تخلف است.»

او همچنین با اشاره به ضرورت پیگیری قانونی این موضوع گفته است افرادی که مداخلات روان‌درمانی انجام می‌دهند نیازمند یک‌سری اقدامات قانونی هستند که سازمان روان‌شناسی در این خصوص پیگیر است.

اهمیت این اظهارات درآن است که مسئله را از سطح اختلاف ‌نظر درباره محتوای صفحات مجازی فراتر می‌برد. بحث اصلی این نیست که چه کسی اجازه دارد درباره احساسات و روابط انسانی حرف بزند؛ مسئله این است که چه کسی حق دارد خود را در جایگاه ارائه ‌دهنده خدمات تخصصی درمانی قرار دهد و در برابر پیامدهای مداخله خود پاسخگو باشد.

از سوی دیگر، نباید هر محتوای ساده ‌شده یا هر توصیه عمومی را به ‌سرعت روان‌شناسی زرد نامید؛روان‌ شناسی علمی نیز برای دسترسی عموم مردم به اطلاعات، به زبان ساده نیاز دارد، مرز انتقاد، جایی است که ساده‌ سازی به تحریف علم، وعده‌های اثبات‌ نشده یا مداخله در درمان تبدیل می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی؛ کارخانه تولید اعتبارهای کاذب

شبکه‌های اجتماعی امکان دسترسی سریع به اطلاعات را فراهم کرده‌اند، اما هم‌زمان سازوکاری به وجود آورده‌اند که در آن شهرت می‌تواند جای تخصص بنشیند؛ فردی که با ویدیوهای کوتاه، جملات احساسی و توصیه‌ های ساده درباره روابط عاطفی یا موفقیت مخاطبان زیادی جذب می‌کند، ممکن است به ‌تدریج در چشم دنبال‌ کنندگانش به مرجع حل مشکلات روانی تبدیل شود؛ بی‌آنکه صلاحیت حرفه‌ ای او بررسی شده باشد.

این همان نقطه‌ ای است که روان‌ شناسی زرد از یک گرایش محتوایی به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود. تعداد دنبال‌ کنندگان، کیفیت تدوین ویدیو، حضور در برنامه‌های رسانه‌ ای یا تأیید چهره‌های مشهور،هیچ‌کدام به‌ تنهایی نشان‌ دهنده صلاحیت درمانگری نیستند، با این ‌حال، در اقتصاد توجه، دیده ‌شدن معمولاً سریع‌ تر از اعتمادسازی علمی پاداش می‌گیرد.

در گزارشی درباره پیامدهای گسترش روان ‌شناسی زرد که در شهریور ۱۴۰۵ منتشر شده، محمد حاتمی، رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، از فعالیت حدود چهار هزار و ۵۰۰ نفر در فضای مجازی در حوزه ارائه خدمات روان‌شناختی و مشاوره خبر داده و گفته است بیش از نیمی از این افراد مجوز ندارند یا روان‌شناس نیستند. او همچنین درباره استفاده از عناوینی مانند مشاور و روان‌ درمانگر بدون صلاحیت لازم هشدار داده است.

یکی از ویژگی‌های اصلی روان‌ شناسی زرد، عرضه راه ‌حل‌های قطعی برای مسائلی است که معمولاً پیچیده، چندعاملی و وابسته به شرایط فردی‌اند؛ افسردگی ممکن است با عوامل زیستی، روان‌ شناختی و اجتماعی مرتبط باشد؛ اضطراب می‌تواند شکل‌ها و شدت ‌های متفاوتی داشته باشد و مشکلات رابطه نیز در بستر تاریخچه فردی، شرایط اقتصادی، روابط خانوادگی و الگوهای رفتاری شکل می‌گیرند.

بااین‌حال، در بازار محتوای زرد، این پیچیدگی اغلب به توصیه‌هایی مانند «فقط مثبت فکر کن»، «هرچه می‌خواهی جذب کن» یا «با یک دوره، نسخه جدیدی از خودت بساز» تقلیل می‌یابد. مشکل، تشویق به امیدواری یا تغییر رفتار نیست؛ مشکل، تبدیل این مفاهیم به ادعاهایی قطعی و جایگزین‌ کردن آنها با ارزیابی و درمان تخصصی است.

وقتی توصیه‌های عمومی جای درمان را می‌گیرند

خطر روان‌شناسی زرد همیشه در توصیه‌ای آشکارا عجیب یا نادرست خلاصه نمی‌شود؛ گاهی یک جمله به‌ ظاهر معقول، هنگامی که به‌ صورت نسخه‌ ای همگانی عرضه شود، می‌تواند آسیب‌ زا باشد؛ توصیه به فاصله ‌گرفتن از افراد آزارگر ممکن است در برخی شرایط مفید باشد؛ اما تجویز قطع فوری رابطه بدون شناخت موقعیت، وابستگی‌های مالی، شرایط خانوادگی یا احتمال خشونت، لزوماً راه ‌حل ایمنی نیست.

همین مسئله درباره توصیه‌های مربوط به اختلالات روانی نیز صدق می‌کند؛محتوای عمومی می‌تواند نشانه‌های احتمالی اضطراب یا افسردگی را توضیح دهد، اما نمی‌تواند به‌ تنهایی جای ارزیابی بالینی را بگیرد. تشخیص، انتخاب روش مداخله و بررسی پیشرفت درمان به دانش تخصصی، آموزش حرفه‌ ای و رعایت اصول اخلاقی نیاز دارد.

درمان حرفه‌ ای صرفاً همدلی‌ کردن یا خوب حرف ‌زدن نیست؛ متخصص باید حدود صلاحیت خود را بشناسد، اطلاعات محرمانه مراجع را حفظ کند، از وعده‌های غیرواقعی بپرهیزد و در صورت نیاز، فرد را به متخصص دیگری ارجاع دهد. این الزامات در محتوای کوتاه شبکه‌های اجتماعی معمولاً دیده نمی‌شوند؛ درحالی‌که دقیقاً همین جزئیات‌اند که تفاوت میان ارتباط عمومی و رابطه درمانی را مشخص می‌کنند.

در چنین شرایطی، نظارت بر صلاحیت حرفه‌ای اهمیت دوچندان دار؛ سازمان نظام روان‌ شناسی و مشاوره نیز در اطلاعیه‌های خود هشدار داده است که معرفی افراد در صفحات، سایت‌ها و پلتفرم‌های مجازی به معنای تأیید صلاحیت حرفه‌ای آنها نیست و مردم باید اعتبار پروانه اشتغال را از مسیر رسمی سازمان استعلام کنند.

این هشدار یک پیام روشن دارد؛ شهرت اینترنتی و حتی حضور در یک پلتفرم خدماتی، جایگزین احراز صلاحیت نیست. البته استعلام مجوز نیز تنها یکی از معیارهای انتخاب درمانگر است؛ تجربه مرتبط، حدود تخصص، رعایت اخلاق حرفه‌ ای و تناسب خدمات با نیاز فرد نیز اهمیت دارند.

هشدار کافی نیست، نظارت مؤثر لازم است

اظهارات مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت درباره تخلف‌ بودن اقدام درمانی افراد فاقد تخصص، زمانی اثرگذار خواهد بود که به سازوکارهای روشن پیگیری و پاسخ‌ گویی متصل شود. صرف اعلام موضع، هرچند ضروری است، به ‌تنهایی بازار خدمات غیرتخصصی را سامان نمی‌دهد.

در این زمینه چند پرسش اساسی مطرح است: مردم از کجا باید بدانند چه کسی صلاحیت ارائه روان‌درمانی دارد؟ مرجع دریافت شکایت از درمانگر فاقد مجوز کدام نهاد است؟ اگر فردی با عنوانی گمراه‌ کننده در شبکه‌های اجتماعی خدمات درمانی عرضه کند، چه سازوکاری برای بررسی ادعاها و جلوگیری از تکرار آن وجود دارد؟ و در نهایت، مسئولیت پلتفرم‌هایی که چنین خدماتی را تبلیغ یا تسهیل می‌کنند، چگونه تعریف شده است؟

این پرسش‌ها به همکاری میان وزارت بهداشت، سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، مراجع قضایی و نهادهای مسئول نظارت بر تبلیغات و فعالیت‌های اقتصادی نیاز دارند. همچنین باید میان انتشار اطلاعات عمومی، آموزش، کوچینگ و مداخله درمانی تمایز عملی و قابل‌اجرا ایجاد شود؛ به‌گونه‌ای که از یک‌سو فعالیت علمی و آگاهی‌بخشی محدود نشود و از سوی دیگر، عنوان‌های تخصصی به ابزار بازاریابی برای افراد فاقد صلاحیت تبدیل نشوند.

گزارش‌های منتشرشده درباره این پدیده، از جمله اظهارات مسئولان سازمان نظام روان‌شناسی، بر ضرورت برخورد با فعالیت‌های غیرمجاز و حفاظت از حقوق مراجعان تأکید دارند.

اما برای ارزیابی اثربخشی این اقدامات، انتشار آمار منظم درباره شکایت‌ها، پرونده‌های رسیدگی‌شده، تخلفات احرازشده و نتیجه برخوردها ضروری است. بدون داده‌های شفاف، جامعه نمی‌تواند بفهمد هشدارها تا چه اندازه به کاهش آسیب منجر شده‌اند.

از سوی دیگر، نباید مسئولیت را تنها بر دوش مردم گذاشت و از آنها انتظار داشت در میان انبوه تبلیغات، صلاحیت علمی هر فرد را خودشان تشخیص دهند. استعلام پروانه باید آسان، قابل‌فهم و در دسترس باشد؛ مسیر شکایت باید روشن باشد و رسانه‌ها نیز لازم است هنگام معرفی افراد به‌عنوان متخصص، از اعتبار عنوان‌ها و صلاحیت حرفه‌ای آنان اطمینان حاصل کنند.

هزینه و دسترسی؛ چرا بازار نسخه‌های زرد مشتری دارد؟

انتقاد از روان‌شناسی زرد بدون توجه به دلایل استقبال مردم از آن، تحلیلی ناقص خواهد بود. اگر بخشی از جامعه به‌جای مراجعه به مراکز معتبر، به دوره‌های اینترنتی یا مدعیان درمان روی می‌آورد، باید پرسید چه نیازهایی در این میان پاسخ داده نشده است.

هزینه خدمات تخصصی، دشواری دسترسی به درمانگر مناسب، کمبود وقت، نگرانی از قضاوت اطرافیان و انگ اجتماعی مراجعه برای سلامت روان، همگی می‌توانند افراد را به سمت راه‌حل‌های سریع و در دسترس سوق دهند. در مقابل، محتوای زرد معمولاً بدون نوبت، با زبانی صمیمی و در هر ساعت از شبانه‌روز در دسترس است. مخاطب احساس می‌کند کسی مشکلات او را می‌فهمد و راه‌حل ساده‌ای پیش رویش گذاشته است.

این نکته نشان می‌دهد که مقابله با خدمات غیرتخصصی فقط با هشدار و برخورد قضایی ممکن نیست. اگر خدمات معتبر برای گروهی از مردم دسترس‌ناپذیر باشد، بازار وعده‌های ارزان، فوری و تضمینی همچنان مشتری خواهد داشت. سیاست‌گذاری سلامت روان باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کند: مقابله با مداخلات فاقد صلاحیت و افزایش امکان دسترسی مردم به خدمات معتبر.

راه برون‌رفت؛ از سواد سلامت روان تا پاسخ‌گویی حرفه‌ای

مقابله مؤثر با روان‌شناسی زرد به ترکیبی از نظارت، آموزش عمومی و اصلاح دسترسی نیاز دارد. در گام نخست، باید مسیر رسمی استعلام صلاحیت روان‌شناسان و مشاوران به ‌صورت گسترده اطلاع‌ رسانی شود. مردم لازم است بدانند دنبال‌ کننده زیاد،عنوان‌های پرطمطراق، حضور در رسانه یا تبلیغ در پلتفرم‌ها، به ‌تنهایی نشانه صلاحیت درمانگری نیست.

گام دوم، آموزش سواد سلامت روان است؛ شهروندان باید بتوانند میان محتوای عمومی و درمان تخصصی تمایز بگذارند، نسبت به وعده‌های قطعی و تضمین نتیجه حساس باشند و بدانند تشخیص و درمان اختلالات روانی به ارزیابی متناسب با وضعیت هر فرد نیاز دارد. چنین آموزشی نباید به ایجاد ترس از مراجعه به روان‌شناس منجر شود؛ هدف آن، کمک به انتخاب آگاهانه و ایمن است.

گام سوم، مسئولیت رسانه‌ها و پلتفرم‌هاست؛معرفی افراد به‌ عنوان درمانگر یا متخصص باید بر پایه اطلاعات قابل‌بررسی باشد. همچنین تبلیغات گمراه‌کننده، ادعاهای درمانی بی‌ پشتوانه و استفاده از عناوین تخصصی بدون صلاحیت باید سازوکار مشخصی برای گزارش و بررسی داشته باشند.

گام چهارم، پاسخ‌گویی نهادهای ناظر است؛وزارت بهداشت و سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره باید ضمن تفکیک حدود مسئولیت‌های خود، مسیر رسیدگی به تخلفات را روشن کنند و درباره اقدامات انجام‌شده گزارش عمومی ارائه دهند. در عین حال، آموزش عمومی علمی باید حمایت شود تا مقابله با روان‌شناسی زرد به محدودکردن گفت‌وگوی عمومی درباره سلامت روان تبدیل نشود.

در نهایت، نباید فراموش کرد که محبوبیت یک محتوا، اعتبار علمی آن را تضمین نمی‌کند و نیت خیر نیز جای صلاحیت حرفه‌ای را نمی‌گیرد. کسی ممکن است صادقانه بخواهد به دیگران کمک کند، اما این نیت به او اجازه نمی‌دهد بدون آموزش و مجوزهای لازم وارد قلمرو درمان شود.

روان‌شناسی زرد از نیاز واقعی مردم به آرامش، فهمیده‌ شدن و حل مشکلات تغذیه می‌کند؛ بنابراین، پاسخ به آن صرفاً افشای چند مدعی یا انتشار فهرستی از افراد فاقد مجوز نیست. مسئله اصلی، ایجاد نظامی است که در آن مردم بتوانند خدمات معتبر را آسان‌تر پیدا کنند، ادعاهای درمانی قابل‌بررسی باشند و افراد فاقد صلاحیت نتوانند از آسیب‌ پذیری روانی دیگران برای کسب شهرت و درآمد بهره‌ برداری کنند.

هشدار محمدرضا شالبافان درباره تخلف‌ بودن اقدام درمانی بدون تخصص، نقطه شروع مهمی است؛ اما معیار موفقیت، نه تعداد هشدارها، بلکه میزان حفاظت از مراجعان، شفافیت نظارت و دسترسی مردم به درمان معتبر است. سلامت روان عرصه آزمون ‌وخطای تبلیغاتی نیست؛ وقتی پای رنج انسان‌ها در میان است، مسئولیت علمی و حرفه‌ای باید مقدم بر شهرت و سود باشد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha